تبليغاتX
حکایت -

دهان دختر زیبا تهی ز دندان است    که هر شکسته دندان بهای یک نان است    هیچ کس فکر نکرد که در آبادی ویران شده دیگر نان نیست    و همه مردم شهر بانگ برداشتند که چرا سیمان نیست    و کسی فکر نکرد که چرا ایمان نیست    و زمانی شده است که به غیر از انسان هیچ چیز ارزان نیست.

+ نوشته شده در چهارشنبه 10 مرداد1386ساعت 4:46 توسط جزیره |