تا حالا بهش فکر کردین یا در موقعیتش بودین. بعضی ها با یک صدقه انداختن خودشون رو تا جند روزتبرعه میکنن. ویک عده هم با گفتن جمله ( آخی بیچاره ها) سعی میکنن خودشون رو به نوعی همدرد نشون بدند.اگر هم یک محتاج کنارشون بیاد و ازشون کمک بخواد بعد از یکم اخموتخم نگاه میکنن توی جیبشون که ببینن آیا پول کهنه (حداکثر۱۰۰ تومان) وجود داره که راننده تاکسی و مغازه دار قبول نمیکنه.اگر بود بهش بدن و بعدشم از اون گدا انتظار دعا دارن. تعدادی از آدمها توی شرایط قبلی با جمله ( خدا بهت بده) اون محتاج رو از خودشون دور میکنن ولی یکی نیست بهشون بگه اگه خدا بهش داده بود دیگه غرورشو پیش تو خورد نمیکرد. آیا تا به حال به این فکر کردیم که اگه خودمون جای اون بودیم چکار میکردیم. آیا کسی از ما گدایی کردن رو دوست داره و یا از کارتون خواب بودن خوشش میاد. تا امروز به فکرمون رسیده که شبهای زمستون توی اون سرما و روی برفها خوابیدن چه حسی داره. آیا تا به حال طعم گرسنگی رو که از روی نداشتن پول باشه چشیدیم. تا به حال شده با یک پیراهن آستین کوتاه که نمیشه اسمش رو تک پوش یا تیشرت گذاشت روی برفها قدم بزنیم. تا به حال برایمان پیش آمده در باران با کفشهای پاره راه برویم. بعضی وقتها صبح که از خواب بیدار میشیم پدرـ مادر و یا همسرمان از ما تقاضا میکند که حداقل چند لقمه صبحانه بخوریم که تا موقع ناهار ضعف نکنیم اما آن لحظه ما اشتهای خوردن صبحانه نداریم و یا از غذاهای روی میز خوشمان نمی آید بنا براین با اخم و یا عصبانیت خاصی میز صبحانه را ترک میکنیم و شاید هم از تکرار زیاد حرف خانواده ناراحت شویم و با ضربه میز را به هم بریزیم تا همه غذا ها روی زمین ریخته شود ولی نمیدانیم در سوی دیگر کودکی از گرسنگی گریه میکند.
+ نوشته شده در چهارشنبه 10 مرداد1386ساعت 4:0 توسط جزیره |